پرويز اذكائى
101
فهرست ما قبل الفهرست ( آثار ايرانى پيش از اسلام ) ( فارسي )
Wright ) و « تاريخ ادب سريانى » « 1 » باومشتارك ( A . Baumstark ) و جز اينها بهره بردهايم . مسعودى ياد كرده است كه هيربد بزرگ « تنسر » روحانى معروف زمان اردشير بابكان - كه گويند همان موبد « كرتير » مشهور باشد - با مذاهب سقراط و افلاطون آشنايى داشته است « 2 » . ترجمهء كتب يونانى و هندى در زمان شاپور ( يكم ) پسر اردشير هم ، چنانكه قبلا اشاره رفت ، خود امرى مشهور است . « 3 » آگاتياس رومى گفته است كه خسرو انوشروان ( 531 - 579 م ) علاقهء مفرطى به آثار فلسفى ابراز مىنموده ، فلذا كتابهاى چندى از افلاطون و ارسطو براى او به پهلوى ترجمه شد ، مانند آنچه حكيم پولس ايرانى ( سابق الذكر ) براى وى تأليف يا ترجمه كرد « 4 » اهمّ آثار مزبور خواه به پهلوى يا سريانى ذيلا ياد خواهد شد ؛ و بايد اينجا هم خاطرنشان كرد كه زبان سريانى - همانطور كه ابن نديم آن را جزو زبانهاى ايرانى ياد كرده - طىّ آن دوران در حكم زبان عربى از براى ايشان طى دوران اسلامى هم به مثابهء زبان علمى تداول داشته است . اما داستان پناهنده شدن هفت حكيم يونانى به ايران ، پس از تعطيل آكادمى آتن ( به سال 529 م ) اشتهار فراوان يافته است . آنان طىّ سه - چهار سالى كه در دربار انوشروان بسربردند ، طرق انتقال حكمت و دانش يونانى را به ايران و آسيا هموار نمودند ؛ از ياد نبايد برد كه حكماى سبعهء مزبور بالجمله شارح آثار افلاطون ، ارسطو ، اقليدس ، و ديگر فلاسفهء كلاسيك يونان مىباشند . ليكن اين را هم از ياد نبايد برد كه به قول سارتون ( مورّخ علم ) مدرسهء ايرانى جنديشاپور خوزستان ، همانا بزرگترين مركز تبادل و التقاط افكار در آن روزگار بوده است « 5 » . در « دينكرد » ( مدن ، ص 646 ، س 7 ) آمده است كه اوستا « ويسپ داناكيه گوبيشنان » - يعنى اوستا كلمات همهء دانشها يا خود دائرةالمعارف است . مراد آنكه « داناك » بر حكيم و فيلسوف اطلاق مىشده ، كلمهء « فلسوكفاى / ك » ( - فيلسوفان ) در پهلوى تداول
--> ( 1 ) . Geschichte der syrischen Litteratur Bonn , 1922 . ( 2 ) . مروج الذهب ، طبع شارل پلا ، ج 1 ، ص 289 . ( 3 ) . الفهرست ، تهران ، ص 300 . ( 4 ) . A Volume of oriental studies , Presented to E . G . Browne , 1922 , p . 345 . / انتقال علوم يونانى به عالم اسلامى ( اوليرى ) ، ص 109 . المنطق Zoroastrian problems , p . 80 . / لابن المقفّع ، مقدمهء دانشپژوه ، ص 16 - 17 و 49 . / ايران در زمان ساسانيان ( كريستنسن ) ، ص 427 . ( 5 ) . مقدّمه بر تاريخ علم ، ص 474 ، 483 و 484 . / ايران در زمان ساسانيان ، ص 450 / دانشهاى يونانى در عهد ساسانى ، ص 27 - 28 . / مجموعهء مقالات معين ، ج 2 ، ص 336